سه شنبه 20 آذر ماه سال 1386
سلام
از اینکه دیر به دیر بهتون سر می زنم معزرت می خوام
بعضی از دوستانو می بینم که تند تند آپ می کنن کلی لذت می برم
منم دوست دارم ولی به 2 تا دلیل نمی تونم
اولیش و مهمترینش کم بود وقته و دومیش کمبود مظالب یعنی احساس می کنم که چیز زیادی واسه نوشتن ندارم و یا اینکه تا اتفاقی نیفته چیزی نیست که بنویسم.
از اینکه دوستان خوبی مثل شما دارم خوشحالم
وای بچه ها الان دارم یه آهنگ از Dj BoBo 'گوش می دم که کلی خاطره ازش دارم حداقل ماله 6-5 ساله پیشه یادش بخیر
اهنگ Where is your love و او یکی Respect Yourself و ]چنتا دیگه
او موقع امن اینقدر اینارو دوست داشتم
خاطرات!!!!!!!!!!!!!!!!
بچه ها یه کاره قشنگی می کنید؟
بهترین خاطرتونو برام بنویسید؟
باشه؟
جتما ناااااااااااااااااااااااااااااااااا
برام جالبه که قشنگترین لحظه واسه هر کسی چه موقعی بوده؟!!
منتظرم
پنجشنبه 1 آذر ماه سال 1386
سلام
دیروز داشتم به یه مسئله ایی فکر می کردم
و به یه نتیجه ای هم رسیدم
اگه خواستی پروازو یاد بگیری برو به بلند ترین قله
بال هاتو باز کن
و پرواز کن
می دونی چرا بلند ترین قله؟
چون اگه افتادی دیگه برگشتی تو کارت نباشه
و اینکه همین هراس از مرگ تورو نجات بده
باعث بشه که چشاتو خوب باز کنی
بد فکر کردم نه ، باید اشتباهاتی وجود داشته باشه تا آدم به تکامل برسه
ولی هیچ وقت فراموش نمی کنم و تو هم نکن که فرصت منتظر اشتباهات ما نمونه
وای چقدر بحث فلسفی ---
خوب بچه بذارید یکم راجب روابط دخی خانوما و آقا پسملای گل حرف بزنم
یه مدت یه چیزی اینجام مونده
می خوام از دخترا بد بگم نه بخاطره اینکه یه پسرم به خاطر اینکه یه آدمم
شما دخترا بسیار انسان های پر رو و بی جنبه ایی هستید (البته خداییش استثنا ها یی هم هستن که خودم با این 2 تا چشم معیوبم دیدم)
می گید نه؟
نمونش همین دوس دوخیه خودم
بعد از اینکه یه مدت (1 هفته شایدم 10 روز) به دلیل کم بود وقت (خداییش فول تامم پرهههه) به خاطره کارو درسو 2 تا پروژه دانشگاه ووو اینا نشد بینمش گفت عزیزم من این وضعیتو نمی تونم تحمل کنم.
منم گفتم تا 1-2 ماه وضعیت همین جوریه
اونم نا مردی نکردو فرداش رفت با یکی دیگه دوست شد (با SMS خبرشم بهم رسوند D:)
منم گفتم به جهنم
حالا به نظر شما این رویی نیست؟
نگو آره وووو احساس هم دردی کن چون اگه واسه خودتم پیش بیاد بعید نیست همین کارو بکونی
به هر حال مماخوها این رسمش نیست
حالا بگذریم
من باید یه اعترافی بکنم
با اینکه در مقابل دخترا خیلی مقاوم هستم خیلی هم آدم احساسی هستم خیلیییییییییییییی زیاد ، اگه این ضعفه اشکالی نداره ولی این واقعیت داره که دختر ها قدرت عجیبی تو اروم کردن مردا دارن البته خدا خفتون کنه که شما هم از این قضیه کمال استفادرو می برید.
اما من، هم خیلی سنگ دلم و هم خیلی مهربون ولی حسود و عقده ایی نیسنم
با هرکی بودم بودم، تا زمانی که طرف یه سوتی داده یا یه خراب کاری کرده ، و بدی من اینه که یه چیزی یو که خراب شه دیگه دوست ندارم. دوست دارم او ذهنیت خوبی یو که از همون اول داشتمو داشته باشم و خراب نشه ولی اگه خرابش کنه ،طرفو فراموش می کنم انگار که هیچ وقت نبوده در عرض 1 ساعت، ولی هر کاری هم که کرده باشه ازش کینه به دل نمی گیرم چون همین که حق با من بودنو نداره خودش کلیه ، اینو جدی گفتم
حالا این داستان ما یه نتیجه ی اخلاقی داشت
---------------------------------
و اونم اینکه اگه وقت زیاد نیست نرو با دخی دوست شو
اگرم پیدا می کنی یکی رو پیدا کن که آدم باشه نه مثل کش تنبون تا ولش می کنی در بره
اگرم دوست میشی مماخشو تون تون بگیر که جون حرف زدن نداشته باشه و مختو بخوره
یکشنبه 27 آبان ماه سال 1386
حالم خوبه
ولی هیچ حسی ندارم ، نسبت به دیروز پشیمونم ، خسته نیستم ولی مثله خسته هام ، روحم خستست
حوصله ی هیچ کسو ندارم جز نتهایی رو
باید یه خونه بگیرم تنهایی زندگی کنم
اونجا فکر کنم
چیزی نشده
ولی من تغییر کردم
حوصله ندارم
یه دوست می خوام
نه واسه لاس زدن
واسه اینکه بشینیم به بدی های این دنیا Fuck بدیم
احسان دوستم بود
دوره از من
واسه این کار بهترین مورد بود
می فهمم چی می گه
الان حوصله ی حرفای مثبتو ندارم
چون خودم پر از اونام
ولی بهشون اعتقاد دارم
فقط الان حوصله ندارم
دنبال کسی هستم که همیشه باهام باشه
ولی الان موقش نیست
توقعم بالاست
نمی تونم کم بخوام
می خوام به زندگی Fuck بدم
اصلا حوصله ی دیدن ریختشو ندارم
بد نمی گذره
بعضی وقتا لهم می کنه
حوصله ندارم
الان یه قهوه سنگین می خوام
الان باید تو کوه باشم
تو یه چادر
با صدای عر عر خروس های کوهی که شبا شر و ور می گن
تنها
صدای طبیعیت باهامه
تنها
تنها
با یه دوست
که قلبمو لمس کنه
من می رم یه روزی از ایران
تا بتونم دروغ نگم
اینجا مجبوری بگی
اینجا آدم کم پیدا می شه
همه وحشین
حیووون
اعصابم خورده
میرم
تو بعد 3 از فازه 2
بالا خره یه روزی بر می گردم
حوصله Love ترکوندنو این جور چیزارو ندارم
با اینکه خیلی بهش نیاز دارم
حالم بهم می خوره
از خر کردن
از همه
الان بهترم
ساعت 1:5 دقیقست
انرژیم زیاده
می خوام درس بخونم
ولی نمی شه
برنامه هام
زندگی
بدی
همه دخترام که فقط به فکر خودشونن
یا به فکر Love تر کوندن
یا به فکر ....................
خاک بر سرشون
من حوصله ندارم
دختر باید مرد باشه
بی خیال
از بس به اینو اون روحیه دادم ریده شوده به روحیه خودم
دلم خستست
از این نگرانم
دوستانه خوبم رفتن
یا از بین - یا از این نزدیکی ها
پس منم باید برم